لغت نامه دهخدا
ذبیح ا. [ ذَ حُل ْ لاه ] ( اِخ ) لقب اسحاق پیغمبر و بقولی لقب اسماعیل پیغامبر دو پسر ابراهیم خلیل اﷲ.
ذبیح ا. [ ذَ حُل ْ لاه ] ( اِخ ) لقب اسحاق پیغمبر و بقولی لقب اسماعیل پیغامبر دو پسر ابراهیم خلیل اﷲ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صفوت آدم در او پنهان چو انفاس مسیح صدق ابراهیم از او پیدا چه اخلاص ذبیح
💡 او ذبیح و کربلا کوی منی عمش خلیل مادر وی هاجر دلخسته بیصبر و تاب
💡 گر ذبیح اندر رهش صد بار قربانی شود در منای عشق او از جان و دل ممنون بود
💡 دکتر ذبیحاللّه صفا پس از سال ۱۳۵۷ در آلمان اقامت داشت و در تاریخ ۹ اردیبهشت ۱۳۷۸ در شهر لوبک آن کشور درگذشت.
💡 هفتاد و یک تنش همه قربان شدند و باز از بهر این ذبیح نیامد فدا دریغ