ذات شهر
لغت نامه دهخدا
ذات شهر. [ ت َ ش َ رِن ْ ] ( ع ق مرکب ) به ماهی. در ماهی.
فرهنگ فارسی
به ماهی. در ماهی.
جمله سازی با ذات شهر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شد طبع جهان معتدل از تو که نیابی در شهر یکی ذات گرانجان و سبکبار
💡 دستگاه قضایی و مسئولان شهرداری و شورای شهر و دیگر نهادهای مرتبط با این جنجال برخلاف وظیفه ذاتی خود مبنی بر مبارزه با فساد و برخلاف رویه ایشان در موارد مشابه مانند جنجال حقوقهای نجومی با افشاگران و رسانههایی که به اطلاعرسانی این جنجال پرداختند برخورد تندی داشتند.