دیر کاری

لغت نامه دهخدا

دیرکاری. ( حامص مرکب )سپوزکاری. ( یادداشت مؤلف ). تنبلی: رنگ وروی خداوند مزاج سرد بسپیدی و کبودی گراید همچون رنگ ارزیز و کسلانی و دیرکاری اندر وی پدید آید. ( ذخیره خوارزمشاهی ). صداع بلغمی هفت نوع است یکی گرانی سرو چشم دوم کسلانی و دیرکاری. ( ذخیره خوارزمشاهی ).

فرهنگ فارسی

سپوز کاری. تنبلی.

جمله سازی با دیر کاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رساند زخم کاری زود زودم فرستد مرهم امّا دیر دیرم

تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز