دیر داشت

لغت نامه دهخدا

دیرداشت. ( مص مرکب مرخم، اِمص مرکب ) تأخیر. تعویق: مماطله، مَطْل؛ دیرداشت وام. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

تاخیر. تعویق.

جمله سازی با دیر داشت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بت ما دیر خود بر جای بگذاشت ببام دیر شد کز خود خبر داشت

💡 ازینسان تا به دیری زاریی داشت ز نوک هر مژه خونباریی داشت

حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز