دچار خوردن مصدری مرکب است که در لغتنامهها با تلفظ دُخُور یا خُردَ ثبت شده است. این ترکیب بهصورت جدا یا با نیمفاصله نوشته میشود و در متون معیار، رعایت دقیق این شکل نگارشی ضروری است. از لحاظ معنایی، این عبارت بهصورت ناگهانی و غیرمنتظره با امری ناخوشایند، شخصی خطرناک یا موقعیتی ناسازگار مواجه شدن را بیان میکند. این مفهوم اغلب در بافتاری منفی و برای اشاره به رخدادهای ناگوار و پیشبینی نشده بهکار میرود. کاربرد این واژه بیشتر در متون کهن و ادبیات کلاسیک فارسی دیده میشود و در زبان رسمی و نوشتار امروز، کمتر مورداستفاده قرار میگیرد. بااینحال، شناخت آن برای درک متون تاریخی و کهن و نیز غنای زبان فارسی حائز اهمیت است.
دچار خوردن
لغت نامه دهخدا
دچارخوردن. [ دُ خُور / خُر دَ ] ( مص مرکب ) ملاقی گشتن از ناگاهان به امری ناسازگار یا ددی یا شخصی.
فرهنگ فارسی
ملاقی گشتن از ناگاهان به امری ناسازگار