دورۀ افسردگی عمده

فرهنگستان زبان و ادب

{major depressive episode} [روان شناسی] دوره ای از اختلال خُلقی که حداقل به مدت دو هفته ادامه دارد و دست کم دارای چهار علامت از علائمی چون کاهش یا افزایش اشتها، بی خوابی، پرخوابی، خستگی و کندی روانی حرکتی و سراسیمگی است

جمله سازی با دورۀ افسردگی عمده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اختلال عملکرد جنسی اغلب یک عارضه جانبی ناشی از مصرف مهارکنندگان بازجذب سروتونین است. به‌طور خاص، عوارض جانبی رایج عبارتند از: کاهش برانگیختگی جنسی، عدم تمایل به رابطه جنسی و آنورگاسمی (مشکلی در دستیابی به ارگاسم). یک مطالعه نشان داد که علی‌رغم عوارض جنسی، هنگامی که بهبودی از اختلال افسردگی عمده حاصل می‌شود، بهبود کیفیت زندگی و رضایت جنسی گزارش می‌شود.

💡 زنان همچنین ممکن است در مورد توانایی خود در مراقبت از نوزاد جدید، مشکل در برقراری ارتباط با نوزاد، یا افکار آسیب رساندن به خود یا نوزادشان شک داشته باشند. در دی‌اس‌ام-۵، تشخیص تحت اختلال افسردگی عمده، با افزودن مشخص‌کننده

💡 در موارد گزارش شده از مبتلایان به اختلال دی‌اس‌پی‌دی، حدود نیمی از افراد دچار افسردگی عمده یا دیگر مشکلات روانی بودند، تقریباً به اندازه بیماران مبتلا به اختلال بی‌خوابی. مطابق گزارش آی‌سی‌اس‌دی:

💡 همجون دیگر بیماری‌های روانی، خودکشی نیز به عنوان یک تابو در کشور سنگاپور قلمداد می‌شود.این سبب می‌شود که تلاش‌ها برای کاهش خودکشی با مشکل مواجه گردد. برخی معتقدند تغییر نگرش عمومی به بیماری‌های روانی از جمله اختلال افسردگی عمده می‌تواند یک گام بلند در کاهش نرخ خودکشی باشد.