«دورههای فترت» در تاریخ و باستانشناسی مصر باستان به دورههایی گفته میشود که در آنها وحدت و یکپارچگی سیاسی کشور از میان میرفت و حکومت مرکزی قدرت و انسجام خود را از دست میداد. این دورهها معمولاً در فاصله میان حکومتهای بزرگ و نیرومند مصر، مانند پادشاهی کهن، پادشاهی میانه و پادشاهی نو، رخ میدادند و به همین دلیل آنها را دورههای انتقالی یا فترت مینامند. واژه «فترت» در زبان فارسی و عربی به معنای سستی، فاصله و دوران وقفه است و در اینجا به دورانی اشاره دارد که ثبات سیاسی و اقتدار فراگیر در مصر کاهش یافته بود. در دورههای فترت، کشور مصر به جای آنکه زیر فرمان یک حکومت واحد اداره شود، میان فرمانروایان محلی و حکومتهای منطقهای رقیب تقسیم میشد و هر بخش قدرت مستقلی برای خود پیدا میکرد. این پراکندگی سیاسی اغلب سبب ضعف اقتصادی، درگیریهای داخلی، کاهش اقتدار فرعونها و گاه نفوذ بیگانگان در سرزمین مصر میشد. با این حال، دورههای فترت تنها زمان نابسامانی نبودند، بلکه در برخی موارد موجب دگرگونیهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نیز شدند و زمینه شکلگیری حکومتهای تازه و نیرومندتر را فراهم کردند. باستانشناسان و تاریخپژوهان معمولاً سه دوره مهم فترت را در تاریخ مصر شناسایی میکنند که هر یک میان دو دوره بزرگ پادشاهی قرار گرفتهاند. نخستین دوره فترت میان پادشاهی کهن و پادشاهی میانه، دومین دوره میان پادشاهی میانه و پادشاهی نو، و سومین دوره میان پادشاهی نو و دوره متأخر مصر رخ داده است. این دورهها از نظر تاریخی اهمیت فراوان دارند، زیرا نشان میدهند که تمدن مصر همواره در حال دگرگونی و کشمکش میان تمرکز قدرت و پراکندگی سیاسی بوده است. به طور کلی، «دورههای فترت» به زمانهایی در تاریخ مصر باستان گفته میشود که وحدت سیاسی کشور از میان رفته و مصر میان حکومتهای محلی و قدرتهای رقیب تقسیم شده بود.
دوره های فترت
فرهنگستان زبان و ادب
{Intermediate periods} [باستان شناسی] سه دوره در تاریخ مصر در فاصلۀ بین پادشاهی کهن تا پادشاهی میانه و پادشاهی نو و دورۀ متأخر که در طی آنها یکپارچگی کشور از میان رفته بود و کشور بین حکومت های منطقه ای رقیب تقسیم شده بود