لغت نامه دهخدا
دودامی. [ دُ ] ( اِ مرکب ) پارچه ململ گلدار. || گلهای پارچه قلاب دوزی. ( ناظم الاطباء ).
دودامی. [ دُ ] ( اِ مرکب ) پارچه ململ گلدار. || گلهای پارچه قلاب دوزی. ( ناظم الاطباء ).
پارچه ململ گلدار.
💡 عدس و گردو از مهمترین محصولات زراعی و شیر، ماست، پنیر و کشک از مهمترین محصولات دامی این منطقه محسوب میشوند.
💡 در سر کار تو کردم دل و دین با همه دانش مرغ زیرک به حقیقت منم امروز و تو دامی
💡 ای سنایی تا درین دامی مزن دم جز به عشق تات چون شمع معنبر روشن و تابان کنیم
💡 در حوزه محصولات دامی نیز استان فارس در سال ۱۳۹۲ مقام نخست تولید گوشت قرمز، چهارم تولید شیر، سوم تولید مرغ، پنجم تخم مرغ و چهارم عسل در کشور را به خود اختصاص دادهاست.
💡 که زخمی باشدم کاری نه از پیکان نه از خنجر فروبسته پرم اما نه صیادی و نه دامی