لغت نامه دهخدا
دوبوه. [ دُ ] ( ص، اِ ) هرچیز حل شده و مذاب، مانند: پلو نزدیک به شله یا بالعکس. ( لغت محلی شوشتر ).
دوبوه. [ دُ ] ( ص، اِ ) هرچیز حل شده و مذاب، مانند: پلو نزدیک به شله یا بالعکس. ( لغت محلی شوشتر ).
هر چیز حل شده و مذاب مانند پلو نزدیک به شله یا بالعکس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حضرت چنان تشنه شده بود كه زبانش از تشنگى مجروح شده بود ولى به اين حالت واين شدت از تشتنگى نمى خواست دشمانش بدانند كه حضرت تشنه است ولى دشمنانفهميدند، چون نهرى از شط و فرات نزديك حضرت بوه يا بناه به نقلى شط فرات درآن زمان
💡 این غول احتمالاً در جزیره مرموز اروتیا (به انگلیسی: ervithia)، آن سوی تنگه جبلالطارق، در اقیانوس اطلس زندگی میکرد. در این جزیره گروئون دارای گله گاوی باشکوه به رنگ قرمز بود. روایت شده است که هراکلس فرستاده شده بود تا گله گروئون را که اورتروس و ائوروتیون (به انگلیسی: eurytoin) از آن نگهبانی میکردند، بدزدد و گروئون را نیز بکشد که دهمین شکار هراکلس بوه است.