دهن سوز

لغت نامه دهخدا

دهن سوز. [دَ هََ ] ( نف مرکب ) که دهان سوزاند به علت گرمی. که دهان را بسوزاند. سوزنده دهان. ( یادداشت مؤلف ).
- آش دهن سوز؛ آشی بس لذیذ که منتظرسرد شدن آن نشوند. آشی که از غایت خوش طعمی داغ و پف نکرده خورند. ( یادداشت مؤلف ).
- آش دهن سوزی نبودن؛ تعبیر مثلی، سخت مطلوب و مطبوع نبودن. ( یادداشت مؤلف ):
بهر من بدتر از این روزی نیست
زندگی آش دهن سوزی نیست.پژمان بختیاری.

فرهنگ فارسی

که دهان سوزاند به علت گرمی.

جمله سازی با دهن سوز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دل چون تنور پر شد که ز سوز چند گوید دهن پرآتش من سخن از دهان آتش

تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز