لغت نامه دهخدا
ده عرب. [ دِه ْ ع َ رَ ] ( اِخ ) دهی است از بخش ابرقو شهرستان یزد. واقع در 22هزارگزی جنوب باختری ابرقو. دارای 326 تن سکنه می باشد. آب آن از قنات تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).
ده عرب. [ دِه ْ ع َ رَ ] ( اِخ ) دهی است از بخش ابرقو شهرستان یزد. واقع در 22هزارگزی جنوب باختری ابرقو. دارای 326 تن سکنه می باشد. آب آن از قنات تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سیل چون خیل عرب گردید در وادی روان اشتران سرخ کوهانش ز موج اندر شتاب
💡 کشور روم و عرب را رام کرد اندر سه ماه کس ندیدهاست این به خواب و کس نداده است این نشان
💡 کثیر پاسخ داد که تو نیز قوی ترین شاعر عرب به نازشی. آن جا که گفته ای: مردمان را بینی که هر گاه براه افتیم، بدنبالمان براه افتند و اگر اشارتی کنیم، بایستند.
💡 روادیان (۹۵۵–۱۰۷۱)، دودمانی کُردتبار یا عربتبار بودند که از اوایل سده سوم تا اواخر سده پنجم بر آذربایجان و بخشهایی از ارمنستان حکومت میکردند. مرکزیت حکومت آنها تبریز و مراغه بود.
💡 منفعه به عربی ( المَنفعَة )، روستایی است در عزلهٔ (بعنس)، در ناحیهٔ (القریة)، از توابع استان مأرب در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.
💡 نزدیک به سیصد کتاب تاریخی، جغرافیایی و تفسیر قرآن بحر فارس و خلیج فارس توصیف شدهاست و هیچکدام نام خلیج عربی بکار نبرده انداز جمله در آثار شخصیتهای برجسته زیر: