لغت نامه دهخدا
ده بارز. [ دِه ْ رِ ] ( اِخ ) دهی است از مرکز دهستان رودان بخش میناب شهرستان بندرعباس. واقع در 50هزارگزی شمال میناب. سکنه 2000 تن می باشد. آب آن از رودخانه وراه آن فرعی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده بارز. [ دِه ْ رِ ] ( اِخ ) دهی است از مرکز دهستان رودان بخش میناب شهرستان بندرعباس. واقع در 50هزارگزی شمال میناب. سکنه 2000 تن می باشد. آب آن از رودخانه وراه آن فرعی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
دِهبارِز
شهری در استان هرمزگان، و مرکز اداری شهرستان رودان. در دشتی در ۱,۰۲۵کیلومتری جنوب شرقی تهران و ۹۴کیلومتری شرق شمالی بندرعباس، و در ۳کیلومتری جنوب راه بندرعباس به کهنوج قرار دارد. رودخانۀ رودان از کنار این شهر می گذرد. ارتفاع آن ۱۸۰ متر است. اقلیم آن گرم و خشک و جمعیت آن ۳۰,۷۸۹ نفر است (۱۳۸۵).
💡 رنگهای زنده و پرانرژی یکی از ویژگیهای بارز دکوراسیون مراکشی است که این سبک را برای طراحی داخلی خانههای سنتی و مدرن جذاب و پویا میکند. نمادگرایی سبک مراکشی به تاریخ و فرهنگ این کشور برمیگردد و با ترکیب رنگها، طرحهای هندسی و تزئینات مختلف، فضاهای داخلی خانه را جذاب و زیبا میسازد.
💡 یک طایفه را زمزمه از بارز و حشواست یک طایفه را همهه از ماضی و حال است
💡 از نمونه هاى بارز مراعات حقوق طرفين، تقسيم كارهاى خانه و زندگى ميان زن و شوهراست.
💡 از کمین تر جملهٔ جودت کهین تفصیل را جز همه سرمایهٔ دریا و کان بارز مباد
💡 در هنرهای تجسمی ریتم معنای تصویری دارد و عبارت است از تکرار، منظم و متوالی یک عنصر تصویری ضرب آهنگ بصری را به وجود میآورد. انتقال احساس حرکت نیز توسط ریتم بصری صورت میگیرد.در طبیعت و در زندگی ریتم نقش موٌثری دارد و بر همین اسا نیز در آثار هنری ریتم دیده میشود.توالی شب و روز و فصول از وجه بارز ریتم در طبیعت بهشمار میآید.
💡 ایکه تا مستوفی دیوان اعلی جمع کرد نام دیوان کرم بارز توئی سر دفترش