لغت نامه دهخدا
دندان خایی. [ دَ ] ( حامص مرکب ) عمل و صفت دندان خای. || دندان غرچه. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دندان خای و دندان غرچه شود.
دندان خایی. [ دَ ] ( حامص مرکب ) عمل و صفت دندان خای. || دندان غرچه. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دندان خای و دندان غرچه شود.
عمل و صفت دندان خای. دندان غرچه.
💡 به ناخن هر یکی برق آزمایی به دندان هر یکی الماس خایی
💡 ای داده تو دندان و شکرها که بخایند دندان دگر داده پی فایده خایی
💡 کای فرومایه این چه دندان است؟ چند خایی لبش؟ نه انبان است