دمبک زن
مترادفها
نوازنده دمبک
لغت نامه دهخدا
دمبک زن. [ دُ ب َ زَ ] ( نف مرکب ) دمبک زننده. نوازنده دمبک. رجوع به دمبک و تنبک شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) نوازندن دمبک
جمله سازی با دمبک زن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تمبک (تنبک، دمبک، دندونک و ضَرب) یکی از سازهای کوبهای ایرانی است. این ساز پوستی، از نظر سازشناسی جزء طبلهای جامشکل محسوب میشود.
💡 تمبک (تنبک، دمبک، دندونک و ضَرب) یکی از سازهای کوبهای ایرانی است. این ساز پوستی، از نظر سازشناسی جزء طبلهای جامشکل محسوب میشود. استادان این ساز میتوان به بهمن رجبی، محمد اسماعیلی، حسین تهرانی و نوید افقه اشاره کرد
💡 آن دمبک زن با ضرباتی که بر پوست ساز میزد، توانسته بود تمام جمعیت حاضر در مراسم سنتی را به وجد آورده و به رقص وادارد.
💡 در موسیقیهای محلی و فولکلور، حضور یک دمبک زن حرفهای میتواند روح و هیجان خاصی را به جمع دوستان و خانواده در جشنها اضافه کند.
💡 نوازندگی با این ساز نیازمند تمرین مداوم و کنترل دقیق روی انگشتان است تا یک دمبک زن بتواند ریتمهای پیچیده و متنوعی را اجرا کند.