دم خورده

لغت نامه دهخدا

دم خورده. [ دَ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) فریفته و فریب خورده. ( یادداشت مؤلف ). || که به دهان کسی خورده باشد. که کسی آن را به دهان گرفته باشد: هر جا رنجوری بودی آب دم خورده او را خوردی شفا یافتی. ( بهاءالدین ولد ).

فرهنگ فارسی

فریفته و فریب خورده.

جمله سازی با دم خورده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آرزوهایی که دل در دیگ فکرت می پزد چون نباشد خام، شیر خام، آدم خورده است

💡 9 تاريخ انبيا، با شهادت در راه خداوند گره خورده است. (يقتلون النبيين )

💡 شوم است مرغ وام، مرو را مگیر صید بی‌شام خفته به که چو از وام خورده شام

💡 دل باده کجا خورده ندانم شب دوشین کاو بیخبر و مست و خراب از شب دوش است

💡 چند قاشقى از آن غذاى بهشتى صفت، خورده بودم كه از خواب بيدار شدم و دريافتم كهاز بركت زيارت آن حضرت و عنايت او، نكات ولطائف و كنايات و ظرافتهايى از آثارخاندان وحى و رسالت بر من الهام شده است كه تا آن ساعت، بر كسى الهام نگشته وفهم كسى بر آنها از من پيشى نگرفته بود.)(25)

💡 شاید علت این مقدار آماری که بیان‌گر مسمومیت بوده، بیشتر برآمده از خورده شدن چنین واجبی‌هایی بوده باشد وگرنه بو کشیده شدن آرسنیک، پیامد ناگوار مسمومیتی‌ای را به همراه ندارد.

کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز