دم برداشتن

لغت نامه دهخدا

دم برداشتن. [ دُ ب َ ت َ ]( مص مرکب ) دم گرفتن چنانکه اسب و شتر کنند. بلند کردن دم. ( یادداشت مؤلف ): اکتیار؛ دم برداشتن ناقه وقت گشنی یا دم برداشتن اسب در دویدن. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

دم گرفتن چنانکه اسب و شتر کنند.

جمله سازی با دم برداشتن

💡 ايـن احـتمال نيز وجود دارد كه منظور خانه هائى باشد كه ساكن ندارد و انسان متاع خود رادر آنـجـا بـه امـانـت گـذارده، و هـنـگـام گـذاردن رضـايـت ضـمـنـى صـاحـبمنزل را براى سر كشى يا برداشتن متاع گرفته است.

💡 کار او عدل است و آشوب از جهان برداشتن وین دو باید شاه را تا ملک او گیرد قرار

💡 زیرِ گردونِ سبک‌جولان چه عاجز مانده‌ای؟ می‌توان برداشتن از جوشی این سرپوش را

💡 و خلاصه كلام اينكه هر جا كه ركوع بعد از تمام شدن سوره واقع شد در قيام بعدىبايد حمد را بخواند و هر جا كه ركوع قبل از تمام شدن سوره واقع شد در قيام بعدىخواندن حمد جائز نيست بلكه بعد از سر برداشتن از ركوع سوره را از آن جا كه مانده مىخواند و حمد را نمى خواند.

💡 در مناقب ابن شهر آشوب آمده است: ابوالفضل (ع ) به قصد برداشتن آب به شريعه فرات رو آورد. قواى ابن سعد به قصد ممانعتش به وى حمله بردند.

💡 منّت است این که شکسته ست کمر مردان را ورنه برداشتن کوه گران اینهمه نیست

دایر شدن یعنی چه؟
دایر شدن یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز