دل گیرنده

لغت نامه دهخدا

دل گیرنده. [ دِ رَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) گیرنده دل. دلتنگ کننده: من نمی دانم چیزی دیگر دل گیرنده تر از خوف فراق. ( تذکرة الاولیاء عطار ). رجوع به دل گرفتن شود.

فرهنگ فارسی

گیرنده دل. دلتنگ کننده.

جمله سازی با دل گیرنده

💡 در زمینهٔ گیرنده سیگنال؛ ترانس اکتیویسیون زمانی اتفاق می‌افتد که یک یا چند گیرنده یکدیگر را فعال کنند

💡 یک کاربر زل می‌تواند پول را به یک گیرنده انتقال دهد یا درخواستی برای ارسال پرداخت یا تقسیم هزینه پرداخت برای دیگران ارسال کند.

💡 خامشی از سگ گیرنده کمینگاه بلاست نیستم ایمن اگر نفس به فرمانم شد

💡 از تماشای رخش چون چشم بردارم، که هست چهره گلرنگ او گیرنده تر از خون مرا

💡 از گل تیره سرا پایش گیرنده چو قیر وز درختان گشن چون شب تاریک سیاه

💡 همچنین از آپومورفین نیز برای درمان بیماری پارکینسون استفاده می‌شود. این ماده به عنوان یک گیرنده دوپامین آگونیست شناخته می‌شود. اهمچنین زمانی که به تنهایی مصرف شود عوارض جانبی شدیدی به همراه خواهد داشت.

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز