لغت نامه دهخدا
دل اندروا. [ دِ اَ دَ ] ( ص مرکب ) دل اندروای. نگران. مضطرب. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). رجوع به دل اندروای شود.
دل اندروا. [ دِ اَ دَ ] ( ص مرکب ) دل اندروای. نگران. مضطرب. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). رجوع به دل اندروای شود.
دلواپس، نگران، مضطرب.
دل اندروای. نگران.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای عقل همیشه از طرب تنها باش وای صبر درین واقعه اندروا باش
💡 متنهای کهن ایرانی بیشتر نام اندروا (تهی، فضای خالی) به جای وای کاربرد دارد. در ویسپرد او به همراه عناصر دیگری مانند آسمان و دریای فراخکرت که نماد تهی و پهناور بودن هستند، ستوده شدهاست.