دستوری شده

فرهنگستان زبان و ادب

{grammaticalized} [زبان شناسی] ویژگی واحد واژگانی مستقلی که به نقش نمای دستوری تبدیل شده باشد

جمله سازی با دستوری شده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ۱۳ آوریل، ران دسنتیس، فرماندار فلوریدا، ای‌ئی‌دبلیو را مانند دبلیودبلیوئی، یک تجارت ضروری برای اقتصاد این ایالت دانسته بود و به‌ همین منظور، دستوری را برای ثبت استثنای کارمندان «ورزش و رسانه» که دارای مخاطبین ملی هستند،‌ از قرنطینه عمومی در خانه صادر کرد. تونی خان در مصاحبه‌ای در آن زمان اظهار داشت که همه‌گیری باعث ضرر میلیون دلاری این شرکت به‌دلیل عدم برگزاری رویدادهای زنده با تماشاگر شده است.

💡 اپلبام چندین بار در فرودگاه‌ها مورد بازرسی قرار گرفته‌است و تجهیزات الکترونیک او ضبط شده‌است. دولت آمریکا از یک دادگاه دستوری دریافت کرد که به موجب آن اجازه یافت شناسه توییتر او را ضبط و بازرسی کند.

💡 سیاست‌های کمونیستی در پساجنگ ویتنام از سال‌های ۱۹۵۵ تا سال ۱۹۷۵ درگیر جنگ فرسایشی میان نیروهای کمونیستی و ضدکمونیستی بود. بعد از اتمام جنگ در سال ۱۹۷۵ و اتحاد دو ویتنام شمالی و جنوبی، دولت این کشور به دست سیاست‌مداران کمونیست افتاد و در نتیجه این رویداد یک اقتصاد دستوری و برنامه‌ریزی شده به کشور تحمیل شد.

💡 توماس هیوز، مورخ، بیان کرده است که چطور اتحاد جماهیر شوروی در دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ با اشتیاق به سیستم‌های فورد و تیلوریسم روی آورد و متخصصان و شرکت‌های مهندسی آمریکایی را برای ایجاد بخش‌هایی از زیربنای صنعتی نوین خود به کار گرفت. ایده‌های برنامه پنج ساله و اقتصاد دستوری برنامه‌ریزی شده، ریشه در تأثیر تیلوریسم بر اندیشه‌های شوروی دارند. هیوز، نقل قولی از جوزف استالین را آورده است: