دست و رو شوئی

لغت نامه دهخدا

دست و رو شوئی. [ دَ ت ُ ] ( اِ مرکب ) ظرف دست شوئی. مرحاض. ( صراح ). دست و رو شویی. پارچ و لگن.

فرهنگ فارسی

ظرف. دست شوئی. مرحاض

جمله سازی با دست و رو شوئی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 راست پنداری که هستند ابر و بحر و چرخ و مهر چون به دست و طبع و قدر و رای او دربنگری

💡 این فیلم داستان وایولت و تئودور را روایت می‌کند. آن‌ها پس از ملاقات با هم، زندگی یکدیگر را تا ابد تغییر می‌دهند. آن‌ها با زخم‌های احساسی و جسمی گذشته‌شان دست و پنجه نرم می‌کنند و متوجه می‌شوند که حتی بی‌ارزش‌ترین مکان‌ها و کوچک‌ترین لحظات می‌توانند معنی خاصی پیدا کنند.

💡 صدا، درحياط مى پيچد، اما توجه كسى را جلب نمى كند. برفى، با صداى بلند بعبع مى كند. در همان حال پدر بزرگ به ياد جوانى، خاطراتى را براى اطرافيانتعريف مى كند و درست در همان لحظه اى كه حسين درگودال دست و پا مى زند و گل و آب و كاه به حلق خود مى ريزد، او به اوج خاطرهشيرينش رسيده و ديگران مات و مبهوت به او چشم دوخته اند.

💡 نه دستی داشتم بر سر، نه پایی داشتم در گل به دست خویش کردم اینچنین بی دست و پا خود را

💡 تا نشکنی این دست و پا در عشق دست و پا مزن در کار هست این کار را دستِ دگر پای دگر

💡 نیایشگاه اصلی منطقه شهریئری، از زیر خاک بیرون آمد که شامل بیش از ۳۰۰ سنگ‌افراشت با ارتفاع‌های مختلف از ۳۵ تا ۲۵۰ سانتیمتر با شکل‌های انسانی هستند که حاوی صورت آدمی (بدون دهان)، دست و شمشیر هستند.

تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز