دزد گه

لغت نامه دهخدا

دزدگه. [ دُ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) مخفف دزدگاه. مکمن دزدان. کمینگاه:
اندر آن ناحیت به معدن کوچ
دزدگه داشتند کوچ و بلوچ.عنصری.و رجوع به دزدگاه شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - محل دزدان ماوای سارقان جایی که دزدان به مسافران و عابران حمله برند و اموال آنانرا تصرف کنند.

جمله سازی با دزد گه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دزد و سگ‌ها (عربی: اللص والکلاب) داستان بلندی از نجیب محفوظ داستان‌نویس مصری است.

💡 در شریعت دزد را باید بریدن دست و پا زلف او دل دزد شد بس چونش ببریدند سر!

💡 ریچل وال (زادهٔ حدود ۱۷۶۰) یک دزد دریایی زن آمریکایی بود. او آخرین زنی بود که در ماساچوست به دار آویخته شد. ریچل ممکن است اولین زن متولد آمریکا بوده باشد که دزد دریایی شد.

💡 چنین که چرخ دغا مهره دزد شد جامی ازین بساط همان به که مهره برچینم

💡 شکفتن بسکه دارد آشیان در هر بن مویت تبسم‌ گر به لب دزدی چمنها در فشار آید

💡 نادر (امین حیایی) که در حال حاضر خواننده می‌باشد به تحریک برادرش (آتیلا پسیانی) دست به دزدی می‌زند اما...

تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز