لغت نامه دهخدا
دروغ نما. [ دُ ن ُ / ن ِ / ن َ ] ( نف مرکب ) دروغ نماینده. که همانند دروغ جلوه کند. که ناراست جلوه کند. که به دروغ شبیه و مانند بود. || ( اِ مرکب ) نام اسبابی است علمی یافتن دروغ را. دروغیاب. رجوع به دروغیاب شود.
دروغ نما. [ دُ ن ُ / ن ِ / ن َ ] ( نف مرکب ) دروغ نماینده. که همانند دروغ جلوه کند. که ناراست جلوه کند. که به دروغ شبیه و مانند بود. || ( اِ مرکب ) نام اسبابی است علمی یافتن دروغ را. دروغیاب. رجوع به دروغیاب شود.
دروغ نماینده که همانند دروغ جلوه کند که ناراست جلو کند که به دروغ شبیه و مانند بود نام اسبابی است علمی یافتن دروغ را دروغیاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ در دلهای ایشان بیماری و گمان است فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً ایشان را بیماری دل افزود وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ و ایشانراست عذابی درد نمای درد افزای بِما کانُوا یَکْذِبُونَ (۱۰) بآنچه دروغ گفتند که رسول و پیغام دروغ است
💡 معاصى [گناهان ] كبيره در بعضى از رساله هاى عمليه ثبت شده، ياد بگير و ترك نما وزنهار پيرامون غيبت و دروغ و اذيّت مگرد. لا اقل يك ساعت به صبح مانده بيدار شو وسجده به جا بياور و آنچه در (منهاج النجاة ) مرحوم ملاّمحسن فيض (رضوان اللّه جلّجلاله عليه ) مذكور است كافى و شافى است از براىعمل شب و روز تو به همان نحو عمل نما و سعى كن كهعمل و ذكرت، به محض زبان نباشد و با حضور قلب باشد كهعمل بى حضور قلب، اصلاح قلب نمى كند، اگر چه ثواب كمى دارد.