درشت گذار

لغت نامه دهخدا

درشت گذار. [ دُ رُ گ ُ ] ( ص مرکب ) صعب العبور: عِرق؛ کوه درشت گذار که از جهت صعوبت بر آن برآمدن نتوانند. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

صعب العبور عرق کوه درشت گذار که از جهت صعوبت بر آن بر آمدن نتوانند

جمله سازی با درشت گذار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مفهوم شبه‌پایداری در فیزیک گذار فاز مرتبه اول سرچشمه گرفته‌است. سپس در مطالعه ذرات زیراتمی تجمع یافته (در هسته اتم یا در اتم) یا در مولکول‌ها، درشت مولکول‌ها یا خوشه‌های اتم‌ها و مولکول‌ها معنای جدیدی به دست آورد. بعدها برای مطالعه سیستم‌های تصمیم‌گیری و انتقال اطلاعات استفاده می‌شود.