لغت نامه دهخدا
( دربند آهنین ) دربند آهنین. [ دَ ب َ دِ هََ ] ( اِخ ) در آهنین. رجوع به در آهنین شود.
( دربند آهنین ) دربند آهنین. [ دَ ب َ دِ هََ ] ( اِخ ) در آهنین. رجوع به در آهنین شود.
( در بند آهنین ) در آهنین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا زمانی که دو لشکر روبروی هم باقی میماندند، هیچکدام نمیتوانست بر دیگری برتری پیدا کند، ولی همینکه ازبکها عقبنشینی خود را آغاز کردند، افراد خانمیرزا به طور کلی به آنها تاختند و ازبکها بیدرنگ گریختند. زمان نماز خفتن بود که حمزهسلطان و مهدیسلطان را بردند و نزد بابر آوردند و اعدام کردند. از شب تا صبح گریزندگان تحت پیگرد بودند و از صبح تا شب تا ورودی دربند آهنین بودند. پیامد فوری این پیروزی سرنگونی حصار تاجیکستان بود.