لغت نامه دهخدا
درا و دوزا. [ دَرْ را / دِرْ را وُ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) راتق و فاتق. که بدرد و بدوزد. بدر و بدوز. درنده و دوزنده. کسی که در جنگ و آشتی دستی داشته باشد. درادوزا. رجوع به درادوزا شود.
درا و دوزا. [ دَرْ را / دِرْ را وُ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) راتق و فاتق. که بدرد و بدوزد. بدر و بدوز. درنده و دوزنده. کسی که در جنگ و آشتی دستی داشته باشد. درادوزا. رجوع به درادوزا شود.
راتق و فاتق که بدرد و بدوزد درنده و دوزنده.
💡 به تو چو روضهٔ فردوس گشت مملکتی که بود چون شکم حوت و ما درا و ذوالنون
💡 ز در درا و شبستان ما منور کن هوای مجلس روحانیان معطر کن
💡 در شش در عشق چون زنان حیله مجوی مردانه درا و همچو مردان، جان باز