در واهی

لغت نامه دهخدا

درواهی. [ دَرْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان شبانکاره بخش برازجان شهرستان بوشهر واقع در 28 هزارگزی شمال باختری برازجان و کنار رودخانه شاپور، با 1500 تن سکنه. آب آن از رودخانه شاپور و چاه تأمین می شود و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان شبانکاره بخش برازجان شهرستان بوشهر واقع در ۲۸ هزار گزی شمال باختری برازجان و کنار رودخانه شاپور

جمله سازی با در واهی

💡 لذا تا وزیر خارجه هستم نخواهم گذاشت پروژهٔ صهیونیستی امنیتی‌سازی ایران، منجمله از طریق تخریب وجهه و حیثیت ملی تحت بهانهٔ واهی انکار هولوکاست تحقق یابد.

💡 مخالفت کمونیست‌ها با دمکراسی پارلمانی که به زعم آنها «مهم‌ترین مانع در راه انقلاب پرولتری» بود، از میان بردنش گامی به جلو محسوب می‌شد. با چنین راهبردی است که «در یکی از نشریات رسمی کومینترن به نام «مبادلات بین‌المللی»، با کمال وضوح از پیدایش نازیسم به عنوان قدمی به سوی انقلاب پرولتری نام برده شد، زیرا نازیسم هرگونه امید واهی به دمکراسی را از صحنهٔ سیاست آلمان می‌زدود.»

💡 هرکس بدون دلیل یا با دلیلی واهی، بدون آن که خود بداند، نسبت به همسایه و دوست و برادرش نفرت می‌ورزد، و بی‌آنکه خود بخواهد جزو یکی از دو دسته شده است!: یا سرخ یا سیاه…

انسجام یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز