لغت نامه دهخدا
دخل و تصرف کردن. [ دَ ل ُ ت َ ص َرْ رُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مداخله کردن و در قبضه آوردن.
دخل و تصرف کردن. [ دَ ل ُ ت َ ص َرْ رُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مداخله کردن و در قبضه آوردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دخل و خرج خویش را چون مه برابر هر که کرد کم نگردد روزیش هرگز ز خوان آفتاب
💡 فرم معماری بنا به خوبی حفظ شده و تعمیرات اندکی در آن صورت گرفته است. نصب چند در فلزی از دخل و تصرفات بعمل آمده میباشد.
💡 آن را که دخل و خرج برابر بود چو ماه رزقش همیشه می رسد از خوان آفتاب
💡 دخل و خرج روز شب را در میان در سیه رویی چو دفتر ماندهام
💡 به دخل و خرج دلم بین بدان درست که هست خراج هر دو جهان یک شبه هزینهٔ من