دج الامیر
لغت نامه دهخدا
دج الامیر. [ دَ جُل ْ اَ ] ( ع اِ مرکب ) بستان افروز. بوستان افروز. تاج خروس.
فرهنگ فارسی
بستان افروز
جمله سازی با دج الامیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ذکر خروج الامیر مسعود، رضی اللّه عنه من بلخ الی غزنین
💡 «از تستر (شوشتر) حرکت کردیم. سه روز از کوههای بلند راه میرفتیم تا به شهر ایذه رسیدیم، ایذه را مال الامیر نیز مینامند.»
💡 الامیر متعب بن عبدالعزیز وزیر امور شهرداری و روستاییسلطنت۲۰۰۳–۲۰۰۹وزیر امور عمومی و مسکنسلطنت۱۹۵۶–۱۹۸۳امیر مکهسلطنت۱۹۵۳–۱۹۵۵
💡 توبه آرند و خدا توبهپذیر امر او گیرند و او نعم الامیر