لغت نامه دهخدا
( دبه درآوردن ) دبه درآوردن. [ دَب ْ ب َ / ب ِ دَ وَ دَ ] ( مص مرکب ) از قرارداد و گفته خود بازگشتن. نکول کردن. ( ناظم الاطباء ). دبه کردن. جر زدن. وادنگ درآوردن. دبه آوردن.
( دبه درآوردن ) دبه درآوردن. [ دَب ْ ب َ / ب ِ دَ وَ دَ ] ( مص مرکب ) از قرارداد و گفته خود بازگشتن. نکول کردن. ( ناظم الاطباء ). دبه کردن. جر زدن. وادنگ درآوردن. دبه آوردن.
( دبه در آوردن ) ( ~. دَ. وَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) به بهانه ای از انجام تعهد خود سر باز زدن.
( دبه در آوردن ) ( مصدر ) ۱ - از انجام قول و تعهد خود سر باز زدن. ۲ - جر زدن ( در بازی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر شتری رقص کن اندر رحیل ورنه میفکن دبه در پای پیل
💡 کنون به پای شتر دبه در فگندم و رفت کز آرزوی شتر گشت بنده سودایی
💡 تو شتر مرغ رهی نه بندهٔ دبه در پای شتر افکندهٔ
💡 زمین را پیلبالا کند خواهم دبه در پای پیل افکند خواهم
💡 ز پرخاش او پیش گیرم رحیل نیندازم این دبه در پای پیل
💡 عقربه ساعت ستارهای دبه، به زمان ظاهری در ساعت ۱۲ شب ۱۵ اسفند، بر روی نصفالنهار محلی قرار میگیرد و در ظاهر هم، مانند یک ساعت کار میکند و ساعت ۱۲ شب آن دقیقاً بالاست. برای شبهای قبل و بعد لازم است تفاضل شبانهروزی ساعت ستارهای اعمال شود. ساعت دبه در زمستان و بهار کاربرد بیشتری دارد.