لغت نامه دهخدا
دام پهن کردن. [ پ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دام گستردن. دام نهادن.
دام پهن کردن. [ پ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دام گستردن. دام نهادن.
دام گستردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در روز ۲۵ مرداد لوی هندرسون، سفیر وقت آمریکا در ایران «در تعطیلات» بهسر میبرد. او پس از نافرجام بودن این کودتا فوراً به تهران برگشت و در ۲۷ مرداد به دیدار مصدق رفت تا برای مصدق دام پهن کند[بیطرفی مورد مناقشه است.]. او از دستاندرکاران اصلی کودتا بود ولی در ظاهر بر عدم دخالت در امور داخلی ایران تأکید داشت. هندرسون در گزارش رسمی خود به واشینگتن نوشت که این دیدار آرام بوده ولی اسناد فاش شده نشان دادند که این دیدار پرتنش بوده و بهطور ناگهانی به پایان رسیده است.
💡 گرفته ام زجهان گوشه ای که دل می خواست چه دام پهن کنم از پی شکاردگر