دالی کردن
لغت نامه دهخدا
دالی کردن. [ دال ْ لی ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نوعی بازی دادن کودکان خاصه کودکان خردسال و شیرخواره را با پنهان کردن خود یا سر خویش پشت حاجبی و سپس ظاهر کردن و ادا کردن کلمه «دالی ». پنهان کردن سر پشت دیواری یا کاخالی و سپس بیرون کردن و گفتن «دالی » برای خندانیدن کودکان. || بدیدار کسی رفتن و زود بازگشتن. آمدن نزد کسی یا جائی و زود رفتن. دیداری سخت کوتاه مدت کردن. زودرفتن از جائی خاصه در دیدار دوستی یا خویشاوندی. درمدتی نهایت کوتاه از کسان یا آشنایان دیدار کردن.
فرهنگ فارسی
پنهان کردن سر پشت دیواری یا کاخالی و سپس بیرون کردن و گفتن دالی برای خندانیدن کودکان
جمله سازی با دالی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۱۹۹۷ محققی به نام یان ویلموت با ارائه اخباری مبنی بر کلون کردن موفق یک گوسفند به نام دالی، توجه جهانیان را به خود جلب کرد. محققان تا قبل از به وجود آمدن دالی، تصور میکردند که نمیتوان از سلولهای تمایز یافته، برای تولید یک موجود کامل استفاده کرد. اما ویلموت با آزمایش خود این نظریه را رد کرد.
💡 دالی موشه یا دالیبازی یا دالی یا نوعی بازی است که بزرگترها با خردسالان انجام میدهند. در این بازی، فرد بزرگتر صورتش را میپوشاند و بعد همزمان با آشکار کردن صورتش، عبارت «دالی» یا «دالی موشه» را بر زبان میراند. خردسالان طبیعتاً در واکنش به این حرکت لبخند میزنند یا میخندند.