دالان دار
لغت نامه دهخدا
دالاندار. ( نف مرکب ) خداوند و مالک و دارنده دالان. حافظ دالان، و دالان بازار تنگ است که بردوسو دکان دارد. نگهبان سرا یا تیمچه یا بازار تنگ سرپوشیده، مناسبت آنکه مقیم دالان کاروانسرا و تیمچه و بازار است و خروج اشخاص و اجناس را مراقبت دارد.
فرهنگ معین
(ص فا. ) محافظ کاروانسرا.
فرهنگ عمید
نگهبان کاروان سرا که در دالان کاروان سرا می نشیند و مراقب ورود و خروج مردم و اجناس است، سرایدار.
فرهنگ فارسی
( صفت ) محافظ کاروانسرا سرایدار کاروانسرا.
ویکی واژه
محافظ کاروانسرا.
جمله سازی با دالان دار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی دیگر از قلههای رشتهکوه دالانکوه که مورد توجه کوهنوردان است، با ارتفاع ۳۶۳۶ متر از سطح دریا، در جبههٔ شمالی این رشتهکوه قرار دارد و مسیر صعود این قله، از پناهگاه دالانکوه شروع میشود. پناهگاه و مدرسهٔ کوهنوردی دالانکوه در جاده تیران به سمت داران بعد از روستای کردعلیا با فاصلهٔ ۳کیلومتری از جادهٔ اصلی قرار گرفتهاست.
💡 به نظر میآید آتشکدههای ساسانی نسبت به اهمیت آتشهای آنها درجات متفاوتی داشتند اما اساس ساختمان و نقشه معماری بناها مشابه بود. معماری آتشکده یک بنای چهار ضلعی بود که در چهار ضلع آن چهار درگاه تاقدار داشت و بر روی این فضای چهار ضلعی گنبدی قرار داشت. به همین دلیل «چهار تاقی» نیز نامیده شدهاند. در برخی بناها چهارتاقها منفرد هستند اما در برخی دیگر دالان طواف دار و فضاهای وابسته وجود دارد مانند آتشکده قصرشیرین. این بناها اغلب بر روی بلندیها ساخته شدهاند.