دار دیده بان

لغت نامه دهخدا

داردیده بان. [ دی دَ / دِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کولیوند بخش سلسله شهرستان خرم آباد که در 33هزارگزی جنوب باختری الشتر و 21هزارگزی باختر راه شوسه خرم آباد به کرمانشاه واقع است. محلی تپه ماهور، سردسیر مالاریایی و دارای 60 تن سکنه است. آب آن از چشمه ها و محصول آنجا غلات، حبوبات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. ساکنان از طایفه کولیوند هستند. ( از فرهنگ جغرافیا یی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان کولیوند بخش سلسله شهرستان خرم آباد

جمله سازی با دار دیده بان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دارد ز زنگیان خطر آیینه های صاف پوشیده دار دیده بیدار خویش را

💡 پرده دار دیده عاشق حجاب او بس است چشم ما را بی سبب آن غمزه جلاد بست

💡 گوشه ای گیر و گوش با خود دار دیده عقل و هوش با خود دار

💡 گوشه ای گیر و گوش با خود دار دیده ی عقل و هوش با خود دار

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز