خویشتن کام
مترادفها
خودخواه، خودپسند
متضادها
قناعتکار، ایثارگر
لغت نامه دهخدا
خویشتن کام. [ خوی / خی ت َ ] ( ص مرکب ) خویش کام. خودکام. رجوع به خویش کام شود.
فرهنگ فارسی
خویش کام خود کام
جمله سازی با خویشتن کام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عمر کو؟ تا وصف غم خواری کنم یا به کام خویشتن زاری کنم
💡 بیدلی کش عیب می کردم کجاست تا به کام خویشتن بیند مرا
💡 تا جهان باشد به کام پادشه هر روز باد دایماً بر دشمنان خویشتن پیروز باد
💡 اگر چند کام دل خویشتن ندیدستی از روزگار کهن
💡 برخی افراد با داشتن روحیهای خویشتن کام، تنها به دنبال تامین نیازهای شخصی خود هستند و نسبت به رنجهای دیگران و مسائل اجتماعی بیتفاوت میمانند.
💡 در ادبیات کلاسیک، شخصیتهای خویشتن کام اغلب به عنوان نمادی از ضعف اخلاقی و تمرکز بیش از حد بر لذتهای آنی و مادی تصویر شدهاند.
💡 زندگی کردن با نگرش خویشتن کام میتواند باعث شود که فرد در بلندمدت دچار تنهایی شود، زیرا روابط عمیق انسانی نیازمند ایثار و همدلی است.