خویشتن کام

لغت نامه دهخدا

خویشتن کام. [ خوی / خی ت َ ] ( ص مرکب ) خویش کام. خودکام. رجوع به خویش کام شود.

فرهنگ فارسی

خویش کام خود کام

جمله سازی با خویشتن کام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عمر کو؟ تا وصف غم خواری کنم یا به کام خویشتن زاری کنم

💡 بیدلی کش عیب می کردم کجاست تا به کام خویشتن بیند مرا

💡 تا جهان باشد به کام پادشه هر روز باد دایماً بر دشمنان خویشتن پیروز باد

💡 اگر چند کام دل خویشتن ندیدستی از روزگار کهن

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز