خویش را ساختن

لغت نامه دهخدا

خویش را ساختن. [ خوی / خی ت َ ] ( مص مرکب ) خودآرایی کردن. ( آنندراج ). خود را آراستن. تزیین کردن خود:
این زمان با من نمی سازد و گرنه پیش ازین
خویش را می ساخت چون از دور پیدا میشدم.سعیدای اشرف ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

خود آرایی کردن خود را آراستن

جمله سازی با خویش را ساختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن‌که او زیر و زبر نشناخت ‌کار خویش را روز پیکار تو شد کارش همه زیر و زبر

💡 شوید از دل دعوی خون، کشتگان خویش را تیغ او از بس که صائب آبدار افتاده است

💡 پیداست که گویشوران یهودی و زبان تاتی نمایندگان دو تیرهٔ متفاوت هستند که هر یک؛ دین، آگاهی قومی، خود شناسانندگی، روش زندگی و ارزشهای تنی و روانی خویش را دارند.

💡 تا ز خود بیرون نیایی خویش را نتوان شناخت عیب تیر کج در آغوش کمان معلوم نیست

💡 فالکونتی تنها نقش آفرینی خویش را در سینما در فیلم مصائب ژاندارک در نقش ژان‌دارک (۱۹۲۸ به کارگردانی کارل تئودور درایر) انجام داد

💡 در تاریخ ۲۵ نوامبر ۲۰۱۷، شهر سیدی استقلال خویش را از دست داد و به تابعیت شهرستان ده‌نو در آمد.

گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز