خوش رزق
مترادفها
پربرکت، خوشاقبال
متضادها
بدروزی
لغت نامه دهخدا
خوش رزق. [ خوَش ْ / خُش ْ رِ ] ( ص مرکب ) آنکه با رزق است. آنکه روزی او خوب است. پرروزی.
فرهنگ فارسی
آنکه با زرق است آنکه روزی او خوب است
جمله سازی با خوش رزق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مرحوم علامه محمد حسين فاضل تونى از تنگدستى و پريشانى زندگانى مير عماد حسنىدر آغاز كار، حكايت كرده است. وى به شوق و ذوق فطرى و نعمت و عشق خدادادى در خط،به آموختن خط مشغول بود. روزى، دو تا ن نوشت و مادرش را داور گرفت كهاين ن خوش تر است يا آن. ولى ديرى نگذشت كه به برت (ن و القلم)، و مفتاح خط (و ما يسطرون ) ابواب رزق بر رويش گشوده شد. (48)
💡 مادربزرگ همیشه برای نوههای خود دعا میکرد که در مسیر زندگی همیشه خوش رزق و موفق باشند و هرگز با سختیها و تنگناهای مالی روبرو نشوند.
💡 در فرهنگ سنتی ما، فردی که در تجارت بسیار با موفقیت عمل میکند و ثروتی دارد، معمولاً به عنوان شخصی خوش رزق و برکتدار شناخته میشود.
💡 او با تلاش و پشتکار فراوان توانست به جایگاهی برسد که هم در زندگی شخصی و هم در شغل حرفهای خود، فردی خوش رزق باشد.