خوش حرکت
مترادفها
چابک، فرز، پرتحرک
متضادها
کُند، سنگین
لغت نامه دهخدا
خوش حرکت. [ خوَش ْ / خُش ْ ح َ رَ ک َ ] ( ص مرکب ) آنکه حرکات و کردار وی قرین لیاقت و شایستگی و نیک باشد. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
آنکه حرکات و کردار وی قرین لیاقت و شایستگی و نیک باشد.
جمله سازی با خوش حرکت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تابلوهای وان آیک از چنان رسمیت سنگینی برخوردارند که هرگونه حرکت و عمل در آنها مقید میشود. برای نمونه، گروهبندیهای متقارن وی از سکوت و رسمیت نمادین مراسم قداس برخوردارند. هر شخص و شیئی در جای مشخصی واقع شده و چنانکه شایستهٔ این مراسم مقدس باشد تزئین شدهاست. در سنت دیرینهٔ تذهیبکاری و نسخههای خطی، پذیرفته شده بود که کتاب مقدس باید ارزشی برابر کلمات خود داشته باشد؛ یان وان آیک که خود یک مینیاتورساز و تذهیبکار بود به گونهای غریزی، یک سبک غنی تزئینی برای اعلام پیام خوشبینانهٔ خویش، دائر بر نجات انسان ابداع کرد.