خوش اهنگی

مترادف‌ها

هماهنگی، هم‌آهنگی

متضادها

ناهمآهنگی

لغت نامه دهخدا

( خوش آهنگی ) خوش آهنگی.[ خوَش ْ / خُش ْ هََ ] ( حامص مرکب ) خوش صدائی. خوش آوائی. || گوش نوازی. ملایمت آهنگ در استماع.

فرهنگ فارسی

( خوش آهنگی ) خوش صدائی خوش آوائی

جمله سازی با خوش اهنگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در زمستان روی چون گل جلوه کن تا کند بلبل خوش آهنگی پدید

💡 در اجرای گروه ارکستر، خوش اهنگی میان نوازندگان و هماهنگی کامل آن‌ها با رهبر گروه، باعث شد که شنوندگان را مجذوب هنر بی‌نظیر خود کنند.

💡 برای رسیدن به یک تیم کاری موفق، ایجاد خوش اهنگی و هم‌افزایی میان اعضا بسیار مهم‌تر از داشتن مهارت‌های فردی و جداگانه آن‌ها است.

💡 ترکیب رنگ‌ها در این طراحی داخلی با خوش اهنگی بسیار بالا انجام شده است که فضایی آرامش‌بخش و چشم‌نواز را برای ساکنان فراهم آورده است.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران