خوش اداب
مترادفها
مؤدب، باادب، خوشرفتار
متضادها
بدادب، بیادب، بینزاکت
لغت نامه دهخدا
( خوش آداب ) خوش آداب. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( ص مرکب ) رسم و آداب دان. مؤدب. خوش رفتار. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
( خوش آداب ) رسم و آداب دان مودب
جمله سازی با خوش اداب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نظام خوشه پروین گسسته بادچنانک گسست نظم من از دوستان خوش آداب