خود جمله کردن

لغت نامه دهخدا

خود جمله کردن. [ خوَدْ / خُدْ ج ُ ل َ / ل ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خود را کسی انگاشتن و بفکر خود کار کردن: چون حاجب... در این میانه سقط شد پسرابله او خود جمله کرد و پنداشت که اشارت وزیر بوزهیر فرمان خدای است. ( المضاف الی بدایع الازمان ص 8 ).

فرهنگ فارسی

خود را کسی انگاشتن و بفکر خود کار کردن

جمله سازی با خود جمله کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بادا همه را جمله فدا جان و روانم کایشان همه خود جمله مرا جان و روانند

💡 عمر خود جمله به اندوختن مال جهان بگذرانند و گذارند و از آن درگذرند

💡 او که در این راه دشوار بیشتر با پدرش و اخلاقیات و دلایل رفتار او آشنا شده به هنگام رسیدن به سطح با خود جمله‌ای را تکرار می‌کند که دوست و همراه پدرش به او گفته‌بود: «پدرت آدم خیلی خوبی است فقط باید اول بشناسی‌اش تا بفهمی.»

💡 مولف: در سابق گفتيم كه از ظاهر سياق بر مى آيد كه مراد از نفىسبيل، در آخرت است و اگر از سياق صرفنظر كنيم و خود جمله را معيار قرار دهيم حجت دردنيا و آخرت هر دو مى شود0

💡 در صف رزم، چو رنگ رخ خود جمله گریز در گه بزم، چو ساغر همگی خون آشام

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز