خوب پیکر

لغت نامه دهخدا

خوب پیکر. [ پ َ / پ ِ ک َ ] ( ص مرکب ) خوب اندام. خوش بدن. متناسب القامة:
یکی خوب پیکر کنیزک خرید.سعدی.

جمله سازی با خوب پیکر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دختر رای هند فورَک نام پیکری خوب‌تر ز ماه تمام

💡 به خوبی چگویم پری پیکری پری را نبوده چنین دختری