خوانندۀ چیره دست

مترادف‌ها

خواننده ماهر، خواننده استاد

متضادها

خواننده ناشی، خواننده ناتوان

فرهنگستان زبان و ادب

{virtuoso (it. ) / virtuosa (it. )} [موسیقی] خواننده ای با مهارت فنی فوق العاده

جمله سازی با خوانندۀ چیره دست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گردان سرکشند و دلیران چیره دست شیران بیشه اند و پلنگان کوهسار

💡 اسدالله فرمانی از چیره دست ترین سازندگان ساز تنبور است

💡 جود بدو چیره دست مجد بدو شاد کام عقل بدو زورمند ملک بدو کامگار

💡 که بر خراسان این ترک چیره دست شدست مر ازو برهان و سپه باو برسان

💡 نقشبندی خواست آنگه چیره دست تا به هر جا صورت او نقش بست

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران