خوان اراسته
لغت نامه دهخدا
( خوان آراسته ) خوان آراسته. [ خوا / خا ن ِ ت َ / ت ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) سفره رنگین. سفره در کمال زیبایی و رنگینی. ( یادداشت بخط مؤلف ). || کنایه از مائده. ( یادداشت مؤلف ) ( دهار ). || کنایه از فریب، کنایه از وسائل فریبایی. در باغ سبز: فلانی بفلانی خوان آراسته نشان داد و مال او را برد.
فرهنگ فارسی
( خوان آراسته ) سفره رنگین سفره در کمال زیبایی و رنگینی.
جمله سازی با خوان اراسته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیششان پنهان خوان آراسته بود از هر نوع آن آراسته
💡 خوان آراسته را نیست به سرپوش نیاز سر بی مغز گرفتار غم دستارست
💡 همیخواند که فرزندان بیایید که خوان آراستهست و یار تنها