نرگس خوان

لغت نامه دهخدا

نرگس خوان. [ ن َ گ ِ س ِ خوا / خا ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نرگسه خوان. بزماورد. زماورد. نواله. نرجس المائدة. میسر.مهنا. لقمه قاضی. لقمه خلیفه. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

بزماورد نواله نرگسه خوان.

جمله سازی با نرگس خوان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ناظر ملک شد آن نرگس معزول شده غنچه طفل چو عیسی فطن و خط خوان شد

💡 از سیم و زر همیشه چو نرگس دهد نشان آن را که همت تو نشاند به خوان خویش

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
مارشال یعنی چه؟
مارشال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز