لغت نامه دهخدا
نرگس بیمار. [ ن َ گ ِ س ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) چشم خمارآلود. چشم مخمور. چشم معشوق. رجوع به نرگس شود.
نرگس بیمار. [ ن َ گ ِ س ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) چشم خمارآلود. چشم مخمور. چشم معشوق. رجوع به نرگس شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طرۀ طرّار تو روز مرا کرده تار نرگس بیمار تو برده شب از دیده خواب
💡 ای طبیب عاشقان این جمله بیماریم هست زان دو نرگس بیمار تو بیمار تو
💡 چنین که نرگس بیمار تو ربوده دلم سلامتم همه زین پس بود به بیماری
💡 چون بشد بیمار و رنجوریش افزون شد بدرد نرگس بیمار مستت را پرستارش بکن
💡 زخواب نرگس بیمار را مکن بیدار ببوی نرمک و آهسته در نهان برسان
💡 عجب ز نرگس بیمار او که هر که ببیند همی بنالد و بیماروار افتد و خیزد