خوار خوری

مترادف‌ها

پرخوری، زیاده‌خوری

لغت نامه دهخدا

خوارخوری. [ خوا / خا خوَ خ ُ ] ( اِ مرکب ) ضیافت پست و دون. || رفتار پست. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

ضیافت پست و دون

جمله سازی با خوار خوری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ای که چو عمر در خوری خون مرا چه می‌خوری خون نخورم که خون من نیست خواری چون تویی

💡 در متون کلاسیک ادبی، اصطلاح خوار خوری معمولاً به معنای زندگی در فلاکت یا به دست آوردن روزی از راه‌های نامشروع و حقیرانه به کار می‌رود.

💡 او تمام عمر خود را در تلاش برای پرهیز از خوار خوری و حفظ عزت نفس سپری کرد تا هرگز به چیزی که با شرافتش سازگار نیست، دست نزند.

💡 برخی افراد برای رسیدن به ثروت‌های کلان، به خوار خوری و انجام کارهای غیرقانونی روی می‌آورند که در نهایت منجر به سقوط اخلاقی و اجتماعی آن‌ها می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران