خنده گرفتن
مترادفها
خندیدن، به خنده افتادن
متضادها
گریه کردن
لغت نامه دهخدا
خنده گرفتن. [ خ َ دَ / دِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) بخنده افتادن. بخنده درشدن:
یکی جهود و مسلمان نزاع می کردند
چنانکه خنده گرفت از نزاع ایشانم.سعدی ( گلستان ).ملک را خنده گرفت و بعفو از سر جرم او برخاست. ( گلستان سعدی ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) خنده گرفتن کسی را. عارض شدن خنده او را.
جمله سازی با خنده گرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اظهارات و مواضع تورسن از سوی رقبای سیاسی و تحلیلگران و منتقدان جدی گرفته نمیشود و بیشتر دستمایهٔ خنده و شوخی در شبکههای اجتماعی نزد مردم قرار گرفته است. او بارها با اعتمادبهنفس کامل تأکید کرده که ۱۰۰ فیصد مطمئن است که رئیسجمهور خواهد شد، ولی کمتر کسی است که برای او شانسی قائل باشد. به نوشتهٔ افغانستان.رو، وبگاه خبری افغانهای مقیم روسیه، برخی معتقدند تورسن برای مطرح کردن نامش و در نهایت گرفتن امتیاز و کرسی دولتی پای به عرصهٔ انتخاباتی گذاشته است.
💡 در این نمایشنامه دو داستان فرعی دیگر نیز وجود دارد که یکی از آنها فرار دختر یهودی با مقداری جواهر و پول متعلق به او و ازدواج با یک جوان مسیحی است و دیگر موضوع اصرار وکیل در گرفتن انگشتری نامزدی از موکل خود به عنوان پاداش است که منجر به صحنههای خندهآور اختلاف و مشاجره ظاهری بین دو عروس و دو داماد میشود.
💡 وقتی او داستانهای عجیب و غریب برادرش را میشنید، ناخودآگاه شروع به خنده گرفتن میکرد و نمیتوانست جلوی هیجان و شادی خود را بگیرد.
💡 در آن لحظه حساس و جدی، خنده گرفتن ناگهانی یکی از حاضران باعث شد که فضای سنگین مراسم برای چند لحظه با کمی شوخی و شادی تغییر کند.
💡 کودکان با دیدن حیوانات کوچک در باغ وحش، به شدت شروع به خنده گرفتن کردند و این شادی، لبخند را بر لبان والدینشان نیز نشاند.