خموش کردن

لغت نامه دهخدا

خموش کردن. [ خ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خاموش کردن. ساکت کردن. اسکات. ( یادداشت بخط مؤلف ). || خموش شدن. ( یادداشت بخط مؤلف ):
بدرد عشق بساز و خموش کن حافظ
رموز عشق مکن فاش پیش اهل عقول.حافظ.

فرهنگ فارسی

خاموش کردن ساکت کردن

جمله سازی با خموش کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بس عجب سریست سر عشق کز آثار او نی توان کردن حکایت نی توان بودن خموش

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز