خم بستن

لغت نامه دهخدا

خم بستن. [ خ ُ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) بار کردن نقاره. ( از آنندراج ):
بفرمود تا بر درش گاودم
زدند و ببستند بر پیل خم.فردوسی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

بار کردن نقاره

جمله سازی با خم بستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر خیز تا بجوییم از هر دری مرادی کز در به روی بستن کاری نمی‌گشاید

💡 آنقدر از خودگذشتنها نمی‌خواهد تلاش چشم بستن هم پلی دارد به دریایی‌که نیست

💡 این قدر آب هوس بستن به جوی دل چرا می‌کنی ای دانه استعداد را باطل چرا

💡 کمر نبندد الهی کمر بکین بستن که او به کینه کمر بسته دشمن ما را

💡 چون گل، حریف بستن دستار نیستیم دستار بسته ای مگر افتد به دست ما

پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز