لغت نامه دهخدا
خلف عهد. [ خ ُ ف ِ ع َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پیمان شکنی. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خلف عهد. [ خ ُ ف ِ ع َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پیمان شکنی. ( یادداشت بخط مؤلف ).
پیمان شکنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای مادر زمانه ببین کز خلاف عهد با من چه میکند خلف ارجمند تو
💡 در عهد این خلف دل اسلافش از شرف بر قبهٔ مسیح مجاور نکوتر است
💡 بعد از آن داد ایزدش خلفی که به عهد شباب کامل شد